صفحه در حال بارگذاري است! لطفا کمي صبر کنيد...
![]() |
![]() |
|
| شعر و بیان احساس |
|
اي نشسته درخيال من، فراموشم مكن
با فراموشي و تنهايي، هم آغوشم مكن زندگاني مي كنم چون شعله با خود سوختن زنده ام با سوز و ساز خويش، خاموشم مكن اين دل درد آشنا را در شرار غم بسوز هر چه مي خواهي بكن اما فراموشم مكن
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 0:35 توسط علیرضا صالح |
|
|
دلتگم و دیدار تو درمان من است بی رنگ رخت زمانه زندان من است
تا با غم عشق تو مرا کار افتاد بیچاره دلم در غم بسیار افتاد
خیلی دلم گرفته نمی دونم چکار کنم میدونینشاید قبلا اینو نوشته باسم ولی بازم می نویسم چون این روزا بیشتر بهش فکر می کنم: یه ضری المثل چینی می گه اگه با یک نفر مشکل داری مشکل از اون یگ نفره اگه با دو نفر مشکل داشتی مقصر او دو نفرن ٬ خلاصه اگه با چند نفر مشکل داشتی مشکل اون چند نفرن اما وقتی با همه مشکل داشتی همه که مشکل ندارن حتما خودت ایراد و مشکل داری حالا شده حکایت ما. نمی دونم چرا ما دل به هرکی می بندیم اولش کلی احسساسات دارن ولی بعد یه مدت فراری میشن جالب اینه که دلیلشون محنت زیاد و از چرتو پرت ها می گن رعنا یکی از دوستای وبلاگ نویسم یه شعر وسم نوشتع که می خوام اونو واستون بزارم تو ویت خیلی قشنگه و خیلی حقیقی
رفت و چشمم را برایش خانه کردم بر نگشت |
||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 2:9 توسط علیرضا صالح |
|
|
نیستی دارم دق میکنم نیستی دارم می پوسم عکسات و من یکی یکی بر می دارم می بوسم پیرهن یادگاری تو،هرشب دارم بو میکنم برای برگشتن تو ،به آسمون رو میکنم *** از خدا می خواهم دوباره تورو ببینم روبه روم قسم به اشک حسرتم ، فقط همین ارزوم نیستی دارم دق میکنم نیستی دارم می پوسم عکسات و من یکی یکی بر می دارم می بوسم یه عالمه گل می یارم همه رو پرپر می کنم هرشب دارم همین جوری با تنهاییم سر می کنم *** تمام اشک هام هدیهء نبودنت کنار من نمی دونی چی میگذره به قلب بی قرار من وای که چه قدرسخت برام ثانیه ها بدون تو دلم می خواهد باز ببینم چشمای مهربو نت و نیستی دارم دق میکنم نیستی دارم می پوسم عکسات و من یکی یکی بر می دارم می بوسم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 2:59 توسط علیرضا صالح |
|
|
لیلا درختر خاله مامانه ٬ از بچه گی با هم بزرگ شدیم
عشق روزای بچگی الان داره ازدواج می کنه این شعرو ۷ سال پیش واسم نوشته بود حالا دیگه داره عروس میشه لیلاااا جان با تمام احساسم دعا می کنم خوش بخت بشی عشق روزای بچگیمممم
گفتمش بی تو چه باید کرد عکس رخسارش را داد گفتمش مونس شب هایم کو تاری از زلف سیاهش را داد وقت رفتن همه را می بوسید به من از دور نگاهش را داد به همه یادگاری می داد و به من انتظار سر راهش را داد
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 4:36 توسط علیرضا صالح |
|
|
انگار بخت ما رو روی شاخ آهو نوشتن هر چی میریم دنبالش فرار می کنه خیلی باحاله نه؟؟؟
تو را نا دیدن ما غم نباشد که در خیلت به از ما کم نباشد من از دست تو در عالم نهم رو ولیکن چون تو در عالم نباشد
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 4:10 توسط علیرضا صالح |
|
|
دردم از یارست و درمان نیز هم دل فدای اوشد و جان نیز هم اینکه میگویند آن خوش تر ز حسن یار ما این دارد و آن نیز هم یاد باد آنکه به قصد خون ما عهد را بشکست و پیمان نیز هم دوستان در پره می گویند سخن گفته خواهد شد به دستان نیز هم چون سرآمد دولت شب های وصل بگذرد ایام هجران نیز هم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم مهر 1388ساعت 21:8 توسط علیرضا صالح |
|
|
سلام بازم مهر اومد بازم درس یادش بخیر من چقدر از اهنگ بوی ماه مهر بدم می امد
خوب بگذریم راستی عید همه مبارک چه اونایی که روزه گزفتن ٬ چه اونایی که نگرفتن وانایی که مثل من یه در میون گرفتن
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 12:10 توسط علیرضا صالح |
|
|
||||||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 12:3 توسط علیرضا صالح |
|
|
بعضی وقتا آدم هرچی سعی مکنه نمشه انگار دنیا نمی خواد خوب کاریش نمیشه کرد به هر حال آدما موجودات ظعیفی در برابر چرخ گردونن
این روزا واسه من از اون روزاست به هر دری میزنیم بسته است انگار همه رفتن مهمونی من تو این شهر دوازده میلیونی تنهام انگاری هرکسی که ما دنبالش میریم از ما فرار میکنه و کلی دلیل چیز دار میگه که نمیشه که نمیشه ای بابا به قول قمیشی <کسی جرمی نکره کرده به ما عشقی نمی ورزه....بهایی داشت این دل پیشترها که در این روزا نمی ارزه> اره اون از عشق ۵ساله که گذشت و رفت توی سال شیشم اینم از حالا امااااا به قول خیام ((بر چهره گل نسیم نوروز خوش است در صحن چمن روی دلفروز خوش است از دی که گدشت هر چه گوئی خوش نیست خوش باش و زدی مگو که امروز خوش است))
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 4:16 توسط علیرضا صالح |
|
|
سلام خیلی وقت تو بلاگم چیزی ننوشتم اما حال می خواهم یک عبارت از پائولو کوئیلو بنویسم از کتاب کیمیاگر روفقا خیلی واستون پیش امده که از دست نزدیکان دوست همسایه و... دلگیر بشین ویا بر عکس؛ می دونین پائلو خیلی زیبا در این موردعلتش می نویسه (او در این اطراف دوستان و آشنایان بسیاری داشت برای همین بود که این اندازه سفر کردن را دوست داشت. آدم میتوانست همیشه دوستان جدیدی پیدا کند بی انکه مجبور باشد هر روز آنها را ببیند. هنگامی که ما دائما در اطراف خودافراد مشخصی را ببینیم احساس می کنیم که آنها بخشی از زندگی ما هستند ، و چون بخشی از زندگی ما میشوند سرانجام تصمیم می گیرند که زندگی ما را تغییر دهند و اگر آن طوری که آنان آرزو دارند نباشیم از ما ناراضی میشوند) خیلی جالبه تا حالا به این موضوع توجه کرده بودین ما خودمونم از این قضیه مبرا نیستیم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 3:40 توسط علیرضا صالح |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
از اینکه به خلوتگاه من وشریک تنهایی(مونس بیمزد غم) من آمدید خوشحالم در اینجا نظر آزاد است پس یاری کن این دل خسته را:
|
| پیوندهای روزانه |
|
بیا سر بزن بد نیست گل یاس آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 فروردین 1388 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 |
| پیوندها |
|
تفریح+خنده ایران+از ماست که بر ماست سهم من از عشق میترا و بهنام امین و دریا |
|
RSS
|
ابتدا نيت كنيد
سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد
.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.
|
با خانه گروه : |